خرید بک لینک

کدامین چشمه سمی شد ، که آب از آب می ترسد ؟
و حتی ، ذهن ماهیگیر ، از قلاب می ترسد

کدامین وحشت وحشی ، گرفته روح دریا را
که توفان از خروش و موج از گرداب می ترسد
گرفته وسعت شب را ، غباری آنچنان مبهم
که چشم از دیدگاه و ماه از مهتاب می ترسد

شب است و خیمه شب بازان و رقص وحشی اشباح
مژه از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب می ترسد
فغان ، زین شهر کج باور ، که حتی نکته آموزش
زافسون و طلسم و رمل و اسطرلاب می ترسد

فضا را آنچنان آلوده ، دود نفرت ونفرین
که موشک هم ، ز سطح سکوی پرتاب می ترسد
طنین کار سازی هم ، زسازی بر نمی خیزد .
که چنگ از پرده ها وسیم ، از مضراب می ترسد

سخن ، دیگر کن ای بهمن ! کجا باور توان کردن
که غوک از جلبک و خرچنگ از مرداب می ترسد

بهمن رافعی

برچسب: کدامین چشمه سمی شد,کدامین چشمه سمی شد که آب ازآب میترسد,کدامین چشمه سمی شد که,کدامین چشمه سمی شد که آب از آب,کدامين چشمه سمي شد,کدامین چشمه سمی شد شعر,کدامین چشمه سمی شده,کدامین چشمه آب سمی شده است, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:47

صفحه بندی